حسن بن الفضل الطبرسي ( مترجم : ميرباقري )

26

مكارم الأخلاق ( فارسي )

بر حذر مىداشت و از اينكه با مردم جز با خلق نيك و خوشروئى برخورد و معاشرت داشته باشد احتراز مىفرمود و از حال اصحابش جستجو و تفقد مىنمود و در باره امور جارى در ميان مردم از مردم مىپرسيد و نيكى را مىستود و بدى را تقبيح مىفرمود و مورد شماتت و توهين قرار مىداد . در كارها راه اعتدال مىپيمود و از تشتت و اختلاف پرهيز داشت ، هرگز غفلت به خود راه نميداد كه نكند ديگران به غفلت گرفتار آيند يا به - ملالت و تنبلى دچار شوند و براى هر حالى در نزد او برنامه و ساخت و سامانى بود هرگز در حق كوتاهى روا نميداشت و چيزى بر آن نميافزود و از آن تجاوز نميكرد . آن كسانى پهلوى او مىنشستند كه بهترين مردم بودند ، بهترين مردم در نزد او آن كس بود كه خير خواهيش بيشتر بود و كسى نزد او منزلتى بزرگتر داشت كه مواساة ( 1 ) و موازرتش ( 2 ) زيادتر مىنمود . حسين ( ع ) گويد در باره مجلس پيغمبر ( ص ) پرسيدم . وى ( پدرم ) پاسخ داد : پيغمبر اكرم نمىنشست و بر نمىخاست مگر با ذكر نام خداى متعال و براى خود جايگاه مخصوصى ( كه نشانه تشخص و برترى باشد ) قرار نميداد و ديگران را هم از اين كار نهى مىفرمود : و چون به مجلسى وارد مىشد هر جا كه خالى بود همان جا مىنشست و ديگران را هم به اين عمل امر مينمود . بهر

--> ( 1 ) مواساة : ديگرى را با خود يكسان قرار دادن يا به خود برترى دادن . ( 2 ) موازرة : يارى و همكارى